#خطوط_قرمز_دور_حرم کلمات را شمرده شمرده ادا می کرد، اشک در چشمان زلالش جمع شده بود، سرش را تکان محکمی می داد تا راه بندان چشم هایش باز شود. با تمام کودکی به ترانه ای که برلب داشت مؤمن بود. ” زکودکی عاشق این تبار محترمم، چُنان حبیب مظاهر مدافع… بیشتر »
آخرین نظرات